مطالب خواندنی
ارسال شده توسطmorteza در تاريخ جمعه 30 بهمن 1388 - 23:42
سحرگاهان كه شبنم آيتي از پاك بودن را به گل ها هديه مي بخشد
متن كامل
سحرگاهان كه شبنم آيتي از پاك بودن را به گل ها هديه مي بخشد
به آن محراب پاكش آرزو كردن برايت:
خوب ديدن ، خوب بودن ، خوب ماندن را ...
تو ویترین زندگی به عروسکی نگاه نکن که مال تو نیست چون اون فقط وسوست میکنه که اونیو که داری از دست بدی
در مهرباني همچون باران باش كه در ترنمش علف هرز و گل سرخ يكيست ...
. . .
كاش وقتي آسمان بارانيست چشم را با اشك باران تر كنيم
كاش وقتي كه تنها مي شويم، لحظه اي ياد يكديگر كنيم
دل كه رنجد از كسي . خورسند كردن مشكل است
شيشه بشكسته را . پيوند كردن مشكل است
وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي
شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...
ساقه شکستن ، قانون طوفان است . تو نسیم باش و نوازش کن
یه هیزم شکن وقتی خسته میشه که تبرش کُند بشه! نه این که هیزمش زیاد باشه . تبر ما انسانها باورهامونه نه آرزوهامون...
امروز را برای بیان عشق به عزیزانت غنیمت بشمار ، شاید فردا احساسی باشد، اما ... عزیزی نباشد!
سخت ترین لحظه ی زندگی همون لحظه ایست که آدم احساس تنهایی کنه و چه زیباست لحظه های تلخ تنهایی با یاد تو
اگر يادت کنم ديوانه مي شم
فراموشت کنم بيگانه ميشم
اگر ترکت کنم ميميرم از غم
فراموشت کنم مي پاشم از هم
بس كه ديوار دلم كوتاه است . هركه از كوچه ي تنهايي من مي گذرد
به هواي هوسي هم كه شده . سركي مي كشدو مي گذرد ...
من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
به تن و زندگیم زخم فراوان دارم
به تو و عشق تو ایمان دارم
اينا همه تو رو دوست دارن
اون كه غش كرده منم
ترك دين و دل نمودم
ترك جان هم مي كنم
هرچه گويي غير عشقت
ترك آن هم مي كنم
بگیر از من تو این دل یادبودی
که تنها لایق این دل تو بودی
هزاران خواستند این دل بگیرند
ندادم چون عزیز دل تو بودی
مرا در باغ محکم ریشه ای نیست
ز داس و تیشه ام اندیشه ای نیست
به گامی می توان بنیاد ما کند
به آهی می توان از هم پرا کند
یاری که داد بر باد آرام و طاقتم را... ای وای اگر نداند قدر محبتم را